وقتی که خواب کم می آورم !!!
حدیث جمالی: "نیاز" از سمت امام زاده های مطهر که می گذری سبز پوش بیا به دیدنم، من عطر یاس های سپید را از یاد برده ام! حدیث جمالی: «عشق جنوب» دلم برایت هی می زند به کوچه های تنگ هی نخل می خورد به پوستم *** بچه های جنوب لطافت اقاقی ها را به تیزی نخل هاشان بخشیده اند این جا، آفتاب می خوانیم که بوی شروه می دهد و فائز نی می زند به دلم هی بگو کوچه تنگ است دلت که بوی ماهی گرفت دیگر تو کجا و این کوچه ها کجا تور می شوی و دیگر دلت بند نمی شود به کوچه ها *** آی عاشق می شوند آی عاشقی بلدند آی جنوبی ها، جنوبی اند غروب دریا را دیدی و عاشق نشدی... مردی، عاشق نشو!!! بعد بگویند جنوبی های عشقی -"به جُف چِشُم قِسَم، نِیومِده عاشِقیم! " وقتی مادرنمان ویار آفتاب می کردند -"دیگه مو چه کارِ ه اُم؟! " *** هی نخل می خورد به پوستم و دلم تنگ می شود اگر یک روز بی آفتاب زندگی کنم.
| Design By : Night Skin |


